فرفره ی بی باد
فروغ فرخزاد،احمد شاملو، فریدون مشیری،داریوش اقبالی
یه طاقه پارچه مشکی یه اگهیه ترحیم یه دسته گل روی دری همیشه بسته یه قاب عکس رو دیوار ساعت همیشه خوابیده گلدون و پنجره هم که دل شکسته یه مرد بی هوییت یه نامه ی وصیت یه حلقه توی دسته مرد خسته رفتیو جات خالی شد تو خونم اتیشو باز کشیدی به جونم میدونم که حرفای قشنگت چیزی نیست جز اشکی رو گونم اخ بازم داغت کوبید تو سینه یادتو چقدره دل نشینه خدایا کاری کن از بهشتت بتونه اشکامو ببینه یه عشق نیمه کاره اشکهای باز دوباره یه قبر بی ستاره میونه یک شب یه سینی خرما از سنگ یه ادم غریبه سرده ولی باز می سوزه تویه تخت جای لب هاش رو لب هاش رفت و نشست سر جاش زد زیره گریه با یه بوسه از لب رفتی جایی که کسی ندیده زندگی دنیا همش فریبه شکوه از بی راههای غربت میدونم اینجا هم غریبه یادته واست جون می سپردم الکی تو اغوشت می مردم ولی تو فقط یک دفعه مردی که بگی بازی رو بردم رفتیو جات خالی شد تو خونم اتیشو باز کشیدی به جونم میدونم که حرفای قشنگت چیزی نیست جز اشکی رو گونم اخ بازم داغت کوبید تو سینه یادتو چقدره دل نشینه خدایا کاری کن از بهشتت بتونه اشکامو ببینه دعام کنید(ستاره یخی)
| Design By : Night Skin |



