فرفره ی بی باد
فروغ فرخزاد،احمد شاملو، فریدون مشیری،داریوش اقبالی
********** شب، تار شب، بيدار شب، سرشار است. زيباتر شبي براي مردن. آسمان را بگو از الماس ستارگانش خنجري به من دهد. *** شب، سراسر شب، يك سر ازحماسه درياي بهانه جو بيخواب مانده است. درياي خالي درياي بي نوا ... *** جنگل سالخورده به سنگيني نفسي كشيد و جنبشي كرد و مرغي كه از كرانه ماسه پوشيده پر كشيده بود غريو كشان به تالاب تيره گون در نشست. تالاب تاريك سبك از خواب بر آمد و با لالاي بي سكون درياي بيهوده باز به خوابي بي رؤيا فرو شد... *** جنگل با ناله و حماسه بيگانه است و زخم تر را با لعاب سبز خزه فرو مي پوشد. حماسه دريا از وحشت سكون و سكوت است. *** شب تار است شب بيمار ست از غريو درياي وحشت زده بيدار است شب از سايه ها و غريو دريا سر شار است، زيبا تر شبي براي دوست داشتن. با چشمان تو مرا به الماس ستاره هاي نيازي نيست، با آسمان بگو. ***.jpg)
| Design By : Night Skin |


