فرفره ی بی باد
فروغ فرخزاد،احمد شاملو، فریدون مشیری،داریوش اقبالی
می روم خسته و افسرده و زار به خدا می برم از شهر شما می برم تا که در آن نقطه دور شستشویش دهم از لکه عشق می برم تا ز تو دورش سازم می برم زنده بگورش سازم ناله می لرزد آه بگذار که بگریزم من شاید آن به که بپرهیزم من دست عشق آمد و از شاخم چید که لبم باز بر آن لب نرسید می روم خنده به لب ‚ خونین دل ای امید عبث بی حاصل
سوی منزلگه ویرانه خویش
دل شوریده و دیوانه خویش
شستشویش دهم از رنگ نگاه
زین همه خواهش بیجا و تباه
ز تو ای جلوه امید محال
تا از این پس نکند باد وصال
می رقصد اشک
از تو ای چشمه جوشان گناه
بخدا غنچه شادی بودم
شعله آه شدم صد افسوس
عاقبت بند سفر پایم بست
می روم از دل من دست بدار
| Design By : Night Skin |



